از دیرباز فرش دستباف استان مرکزی به ویژه برند ساروق با تاریخ چند صد ساله به عنوان یکی از نمادهای هنر و فرهنگ ایرانی شناخته شده و نقشی مهم در اشتغال، صادرات غیرنفتی و معرفی هنر استان داشته است. متأسفانه در دهه اخیر، سهم فرش استان از بازار داخلی و خارجی به شدت تنزل یافته و این هنر- صنعت با سابقه، با دشواریهای بیشماری مواجه گشته است تا جایی که تعداد تولیدکنندگان و فعالان این عرصه به نحو چشمگیری کاهش یافته است. مقاله حاضر به تحلیل کیفی و راهبردی فرش دستباف استان مرکزی، ریشهیابی تنزل جایگاه آن و ارائه راهکارهای مناسب جهت خروج از این رکود میپردازد. در این پژوهش از روش مطالعات کتابخانهای و ابزار مختلفی از جمله تکمیل پرسشنامه و مصاحبه با ذینفعان، کارشناسان، خبرگان و فعالان حوزه هنر- صنعت فرش استان استفاده شده است. سپس با بهرهگیری از تکنیک SWOT (قضفت) به تحلیل کیفی و ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای این هنر- صنعت پرداخته و در نهایت راهکارهای رسیدن به اولویتهای مبتنی بر جهتگیریهای توسعه آن در استان ارائه شده است. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشاندهنده جایگاه تدافعی فرش استان در بازارهای داخلی و خارجی است و متناسب با این جایگاه راهبردها و سیاستها، تدوین و راهکارهای عملیاتی خروج از رکود فعلی ارائه شده است. اصلیترین راهبردهای تدوین شده، "نیازسنجی، تدوین، اجرا و ارزیابی برنامه آموزشی منظم در مراحل و سطوح مختلف حوزه هنر– صنعت فرش"، "ارتقای کیفیت فرش دستباف در استان از طریق شناسنامهدار کردن فرشهای بافته شده، استانداردسازی، نظارت و ارزیابی" و "بهکارگیری روشهای نوین بازاریابی و برنامهریزی اثربخش جهت معرفی برندهای فرش دستباف به منظور نفوذ در بازارهای جدید و افزایش سهم در بازارهای موجود" میباشند.
بازنشر اطلاعات | |
![]() |
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |