نویسندگان محترم توجه کنید برای انجام هرگونه پرداخت فقط و فقط از گزینه پرداخت صورتحساب در پنل کاربری استفاده کنید

دوره 6، شماره 15 - ( بهار 1389 )                   دوره 6سال 1389شماره 15 صفحات 103-126 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Rahbarnia Z, poryazdanpanah B. An analysis of Pattern and Border Frame in Afshar Carpets With Georg Simmel's Approach & Reflection Theory. goljaam. 2010; 6 (15) :103-126
URL: http://goljaam.icsa.ir/article-1-437-fa.html
رهبرنیا زهرا، پور یزدان‌پناه بهاره. تحلیل نقش و قاب حاشیه در فرش‌های عشایر افشار در تلفیق نگرش جورج زیمل و رویکرد بازتاب . مجله علمي پژوهشي گلجام . 1389; 6 (15) :103-126

URL: http://goljaam.icsa.ir/article-1-437-fa.html


1- دانشیار گروه پژوهش هنر دانشگاه الزهرا (س)
2- کارشناسی ارشد دانشگاه الزهرا (س)
چکیده:   (202 مشاهده)
تاکنون هنر فرش‌بافی ایران -خصوصاً فرش‌بافی عشایری و روستایی- از وجوه گوناگونی چون زیبایی‌شناسی، رمزگرایی، طبیعت‌گرایی و ... بررسی شده است. اما با نگرش متفاوت جامعه‌شناس آلمانی «جورج زیمل» به «جامعه و اثر هنری»، می‌توان وجهی فرامتنی و بین‌رشته‌ای از این هنر، در ارتباط با جامعه مطرح کرد. وی معتقد است که سرمنشأ همه اصول زیبایی‌شناختی در اصل «تقارن» نهفته است و این گرایش به تقارن با نوع اداره جامعه رابطه دارد. این تحقیق بنیادین برای پاسخ‌گویی به این سؤال بوده که آیا ارتباطی بین معیارهای زیبایی‌شناسی با اوضاع جامعه وجود دارد یا خیر. برای یافتن پاسخ، با استفاده از روش‌های توصیفی- تحلیلی و ابزار اسنادی و کتابخانه‌ای، گردآوری مطالب و تبیین مبانی بخش نظری انجام شد. جامعه و نقوش قالیچه‌های عشایر افشاری کرمان به عنوان نمونه در نظر گرفته شده است تا در تطبیق با آراء زیمل و به ویژه با اتکا به نظریه بازتاب، بررسی شود. لذا مقاله حاضر در عین پرداختن به نقش و حاشیه فرش، انعکاس جامعه و نوع اداره آن را بر موزون و متقارن بودن هنر فرش‌بافی جوامع عشایری جست‌وجو می‌کند. در مجموع، رویکردهای زیبایی‌شناسی جامعه‌شناختی زیمل در ارتباط جامعه و این هنر سنّتی کشورمان مصداق می‌یابد. هنوز در نمونه‌هایی از جوامع روستایی و عشایری هماهنگ از نظر سیاسی و اجتماعی، ساختار فرش عشایری همچنان بر نظم و تقارن است؛ در حالی که جامعه کاملاً فردگرایانه مدرن، هنر را به سوی عدم تقارن سوق ‌داده است که نمونه عینی آن در فرش‌های مدرن مشاهده می‌شود. هم‌چنین برخورداری از نگاهی تلفیقی بین زیبایی‌شناسی و جامعه شناسی نسبت به حضور «قاب یک اثر هنری و به عبارتی حاشیه فرش» و تلقیِ رکن اساسی بودن آن، باعث می‌شود جامعه به مثابه اثری هنری، دارای کلیتی انسجام یافته شود.
متن کامل [PDF 3288 kb]   (64 دریافت)    
نوع مطالعه: علمی - پژوهشي | موضوع مقاله: طرح و نقشه
دریافت: ۱۳۹۶/۱۲/۷ | پذیرش: ۱۳۹۶/۱۲/۷ | انتشار: ۱۳۹۶/۱۲/۷

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
کد امنیتی را در کادر بنویسید

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گلجام؛ دوفصلنامه علمی-پژوهشی فرش دستباف می باشد.

بازنشر اطلاعات: استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد می باشد

© 2015 All Rights Reserved | Quarterly Scientific-Research Goljaam

Designed & Developed by : Yektaweb