<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title>Iranian Journal of hand woven carpet</title>
<title_fa>نشریه علمی گلجام</title_fa>
<short_title>goljaam</short_title>
<subject>Art &amp; Architecture</subject>
<web_url>http://goljaam.icsa.ir</web_url>
<journal_hbi_system_id>1</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>admin</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn>2008-2738</journal_id_issn>
<journal_id_issn_online>2588-7351</journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi>10.18869/acadpub.goljaam</journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid>14</journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science>13</journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1386</year>
	<month>12</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2008</year>
	<month>3</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>3</volume>
<number>8</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<title_fa>سرمقاله: بیافرینیم ! ولی چه بیافرینیم و برای چه بیافرینیم؟ | سردبیر</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa></subject_fa>
	<subject></subject>
	<content_type_fa>فنی</content_type_fa>
	<content_type>Technical</content_type>
	<abstract_fa>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بشر، از آغاز استقرارش بر زمین، هیچ چیز را برای تفننی ساده و یا گذران زمان به وجود نیاورده است، و تا نیازی روی ننموده، اثری را نیافریده است. بنابراین، دست&amp;not;ساخته&amp;not;ها و &amp;rlm;دست&amp;not;آوردهای هر قوم و ملتی با: &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;۱) موقعیت جغرافیایی؛&lt;br&gt;
۲) نیازهای طرح شده در زندگی روزمره؛&lt;br&gt;
&amp;rlm;) نحوه زندگی گروهی و اجتماعی؛ &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
۴&amp;rlm;) شیوه&amp;not;های حکومتی و فرمانروایی بر محیط و بر مردم؛&lt;br&gt;
۵&amp;rlm;) آداب و سنن و عادت&amp;not;های قومی و بومی؛ &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
۶&amp;rlm;) اسطوره&amp;not;ها و نمادها و نشانه&amp;not;ها و دیگر پدیده&amp;not;های زندگانی اجتماعی، مادی و معنوی آن ملت، یعنی فرهنگ و ره&amp;not;آوردهای فرهنگی&amp;not;اش پیوند داشته و دین و آیین و باورهای فرازمینی نیز بر آنها سایه افکنده است. هر آنچه را که نتیجه و حاصل عامل&amp;not;های بر شمرده شده است، &amp;laquo;مبانی زیبایی&amp;not;شناسی&amp;raquo; آن قوم و ملت می&amp;not;نامیم، که به طرزی سنتی ازنسلی به نسل دیگر فرانهی شده و البته درگذر زمان و در نسبت با نیازهای تازه و تحول&amp;not;های فرهنگی تغییراتی را نیز متحمل می&amp;not;شوند. این تغییرات آن&amp;not;چنان نیست که اساس آن زیبایی&amp;not;شناسی را درهم بریزد، ولیکن می&amp;not;تواند چیزی از آن بکاهد و یا بر آن بیافزاید و به گونه&amp;not;ای به سوی کمال تصویری یا تزئینی&amp;not;اش سوق دهد.&lt;br&gt;
&amp;rlm;پس، هر ملتی زیبایی&amp;not;شناسی&amp;not;های ویژه به حود را دارد که ریشه در فرهنگ، آداب و سنن، اسطوره&amp;not;ها، نمادها و نشانه&amp;not;ها، باورها و غیره دارد، از کهن&amp;not;ترین روزگاران شکل گرفته و در گذر زمان صلایه و آ&amp;not;دیده شده است، و می&amp;not;تواند هنرهای هر دوران را تغذیه کرده وبارور سازد. بسیار اتفاق افتاده و دیده شده است که برخی از عامل&amp;not;های نامبرده شده و &amp;rlm;عناصر زیبایی&amp;not;شناسانه هنر ملتی، طی سده&amp;not;ها و حتی گاهی هزاره&amp;not;ها، فراموش شده و به ناگهان &amp;rlm;بدون آن که گونه&amp;not;ای آگاهی تاریخی از آن&amp;not;ها در دست باشد، در دورانی دیگر، دوباره در هنر آن ملت آفریده و آشکار گردیده است. این پدیده، را در &amp;laquo;دانش زیبایی&amp;not;شناسی&amp;raquo; امروز &amp;laquo;فراگدری اندیشه از فراسوی قشر زمان&amp;raquo; اصطلاح کرده&amp;not;اند.&lt;br&gt;
&amp;rlm;در بررسی و ریشه&amp;not;یابی عناصر تزیینی هنرهای ایرانی، به ویژه آرایه&amp;not;های فرشینه&amp;not;ها، این باور پدید می&amp;not;آید که عناصر تزیینی و آرایه&amp;not;ها و نمادهای به&amp;not;کار رفته در فرش&amp;not;های ایرانی از دوران&amp;not;های بسیار کهن شکل گرفته&amp;not;اند و مسلما در آغاز پیدایی، مفاهیم و پیام&amp;not;های مقدسی را دربر داشته&amp;not;اند حتی می&amp;not;توان گفت برای حفظ و نگاهبانی آن مفاهیم ایجاد شده&amp;not;اند. لیکن، با تکرار در زمان به تدریج مفاهیم خود را از دست داده و به مثابه، &amp;laquo;نگاره&amp;not;ای سنتی&amp;raquo;، &amp;rlm;تنها به کمال ظاهری و صورت هنری خود پرداخته&amp;not;اند.&lt;br&gt;
&amp;rlm;آنچه مسلم است، در آغازه&amp;not;های آفرینش نقش&amp;not;ها و نمادهای فرش و فرشینه&amp;not;های ایرانی، تنها عناصر طبیعی و طبیعت پیرامونی هنرمندان الهام&amp;not;بخش آنان نبوده است، بلکه باورهایی که سده&amp;not;ها و هزاره&amp;not;ها سینه به سینه و حتی &amp;laquo;از فراسوی قشر زمان&amp;raquo; به نسل&amp;not;های پسین فراگذری شده&amp;not;اند اندیش&amp;not;مایه&amp;not;های نقش&amp;not;آفرینان و فرش بافان بوده است. رمزگشایی این نقش&amp;not;ها کاری آسان و ساده نیست، زیرا هیچ نوشته و سندی در دست نیست که عقاید و باورهای &amp;rlm;&amp;rlm;گذشتگان، پیش از اخترع خط نوشته، را در اختیار رمزگشایان بگذارد. بازخوانی و بازبینی &amp;rlm;عقاید دینی و آیین&amp;not;های کهن ایرانی، که کتاب&amp;not;های دینی بهدینان و مزداییان برای ما برجای گذاشته&amp;not;اند، شاید در برخی موارد بتواند اندیشه&amp;not;هایی از این باورها را به ما بیاموزند. لیکن بازهم چون سخن از نمادها به میان آید، خامه از کار باز می&amp;not;ایستد. برای نمونه از فرش مشهور به پازیریک سخن بگوییم و کوشش کنیم برای پرسش&amp;not;هایی که در پی می&amp;not;آیند پاسخ&amp;not;هایی مناسب بیابیم. چرا در این فرش، طول و عرض فرش به هم بسیار نزدیکند؟ چرا متن فرش شطرنج شده و تنها یک نقش در آن به کار رفته است؟ گل چارپر یا گل خورشیدی آذین&amp;not;گر متن چه مفهومی را درپسین گستره&amp;not;های خود پنهان دارد؟ چرا شطرنج متن به صورت خشتی انجام گرفته است و لوزی لوزی نیست؟ آیا طراح می&amp;not;توانست به جای این گل چارپر نگاره&amp;not;ایی &amp;rlm;دیگر را بر گزیند؟ آیا می&amp;not;شود یک خوشه گندم یا یک سیب را جایگزین آن کرد؟ تکرار این &amp;rlm;نقش در حاشیه برای چیست؟ چه ارتباطی میان نقش گوزن&amp;not;ها و سربازان هخامنشی است؟ چرا طراح یا بافنده به جای گوزن نگاره بز کوهی را، که یکی از کهن&amp;not;ترین و زیباترین آرایه&amp;not;های ایرانی است به کار نبرده است؟ اصولا چرا فرش حاشیه&amp;not;بندی شده است؟ حاشیه نماد چیست؟ چه مفاهیمی را می&amp;not;تواند دربر داشته باشد؟ چرا حاشیه&amp;not;ها متعددند و با یکدیگر هم در پهنا و هم در نقش، متفاوتند؟ و چرا این سنت حاشیه&amp;not;بندی (از حاشیه&amp;not;های اصلی و فرعی متعدد و متنوع) تاکنون ادامه یافته و هیچ تغییری را متحمل نشده است، در حالی که شطرنج متن، جز در مواردی اندک (فرش های جوشقان و بختیاری و ماهی درهم) ادامه نیافته است و چرا در بسیاری از موارد این&amp;not;گونه مرزبندی شطرنج از میان رفته است و آرایه&amp;not;ها بدون مرزبندی و با تغییری در اجزای نگاره&amp;not;ها تکرار شده است و در این نمونه&amp;not;های موجود نیز (جز مورد ماهی درهم) تقش درون خانه&amp;not;های شطرنج همانند نیستند؟&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;بسیاری از پژوهندگان تلاش داشته&amp;not;اند که مفاهیمی را برای این نقش&amp;not;های نمادین مطرح سازند، که اغلب آنها بدون دلیل و برهان است و به هیچ وجه قانع&amp;not;کننده نیست. برای مثال، نمادگرایان باختری، شاخ گاو را نماد ماه می دانند! شاید به&amp;not;دلیل آنکه مانند هلال است. اگر چنین باشد پس شاخ گوزن نماد خوشه&amp;not;ی پروین خواهد بود! برخی دیگر مفاهیم نمادهای رایج درفرهنگ غربی و باختری را براین نقش&amp;not;ها اطلاق کرده&amp;not;اند که آن هم قانع&amp;not;کننده نیست؛ زیرا نمادها نزد هر ملت و قومی از فرهنگ و تاریخ آن ملت و قوم تغذیه می&amp;not;کند. &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;br&gt;
نمادگرایی&amp;not;های باختری و خاوری را باید در فرهنگ و هنر آنان معنا کرد و در فرهنگ الهی و یکتاپرستانه ایرانی هم باید به گونه&amp;not;ای دیگر در جستجوی واپسین مفاهیم آنها باشیم. بالاخره، آنچه را که می&amp;not;توان از فرش پازیریک (فرش مادر!) دریافت کرد و درسی را که می&amp;not;توان از آن گرفت و در نسبت با نیازهای هنری امروز ایران و جهان در فرش آفرید، این است که حتی یک عنصر، یک نگاره، یک آرایه یا یک نماد هم می&amp;not;تواند دلیل به وجود آمدن فرشی زیبا باشد؛ همچنان که گل خورشیدی در قالی پازیریک و در ماهی درهم (گل خورشیدی متحول شده) و در قالی&amp;not;های بلوردی، و یا نگاره&amp;not;ای بته در قالی&amp;not;های قم مشهور به تقش حاج کاظمی و قالی&amp;not;های بته&amp;not;ای در قشقایی و غیره. اصل آن است که بیافرینیم و آفرینش&amp;not;های ما پاسخگوی نیازهای فرهنگ و جامعه ما باشد و در هر کجای جهان به مثابه &amp;laquo;سفیر هنر فرش ایران&amp;raquo; خودنمایی کند. این بدان معنا نیست که ما آرایه&amp;not;ها و نگاره&amp;not;های ایرانی را همان-گونه که تاکنون به کار رفته&amp;not;اند و می توان گفت که سنتی و حتی خود سنت شده&amp;not;اند به کاربریم. نه! نگاره-های ایرانی هم می&amp;not;تواند با حفظ هویت ایرانی خود، نوین و امروزین شوند و شاید نیزبه نگاره&amp;not;های مشابهی دگردیس گردند. پاسخ پرسش چه بیافرینیم، در پیوند با همه نیازهای فرهنگی، روان&amp;not;شناسانه و جامعه-شناسانه امروزین ماست.&lt;/div&gt;
</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>فرش, زیبایی شناسی, تولید فرش</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>1</start_page>
	<end_page>8</end_page>
	<web_url>http://goljaam.icsa.ir/browse.php?a_code=A-10-708-7&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>حبیب اله</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آیت اللهی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>10031947532846001961</code>
	<orcid>10031947532846001961</orcid>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه شاهد</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>
