<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title>Iranian Journal of hand woven carpet</title>
<title_fa>نشریه علمی گلجام</title_fa>
<short_title>goljaam</short_title>
<subject>Art &amp; Architecture</subject>
<web_url>http://goljaam.icsa.ir</web_url>
<journal_hbi_system_id>1</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>admin</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn>2008-2738</journal_id_issn>
<journal_id_issn_online>2588-7351</journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi>10.18869/acadpub.goljaam</journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid>14</journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science>13</journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1385</year>
	<month>12</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2007</year>
	<month>3</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>2</volume>
<number>4</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<title_fa>سرمقاله: سنت گرایی و سنت گریزی در طراحی فرش | سردبیر</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa></subject_fa>
	<subject></subject>
	<content_type_fa>فنی</content_type_fa>
	<content_type>Technical</content_type>
	<abstract_fa>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;rlm;&amp;laquo;سنت&amp;not;گرایی و سنت&amp;not;گریزی&amp;raquo; بحثی که هم اکنون نقل محفل هر طراح فرش است، سالها است که جامعه-ی هنری ایران با واژه &amp;laquo;سنت&amp;raquo; دست به گریبان است بدون آن&amp;not;که مفهومی روشن و واضح از سنت داشته باشد. هنوز در مجامع علمی و هنری، نیز توسط استادان فن، اصطلاح نادرست &amp;laquo;هنرهای سنتی&amp;raquo; ورد زبان است، و به رغم اینکه اصطلاح &amp;laquo;هنرهای صناعی&amp;raquo; به جای آن پیشنهاد و پذیرفته شده است، برخی حتی، به شدت از آن دفاع می&amp;not;کنند. شاید بی&amp;not;فایده نباشد که سخنی کوتاه درباره&amp;not;ی سنت، و معنای آن در فرهنگ ایرانی،اسلامی &amp;rlm;داشته باشیم (زیرا که فرهنگ ما، نیز هنر ما، در عین ایرانی بودن اسلامی است).&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;فرهنگ فارسی مرحوم استاد دکتر محمد معین در زیر واژه&amp;not;ی &amp;laquo;سنت&amp;raquo; دومورد از معانی سنت را یادآور می&amp;not;شود: &amp;rlm;- راه، روش، سیرت، طریقه، عادت. &amp;rlm;- گفتار و کردار و تقریر معصوم (بیغمبر و امامان) (ا). در تفسیر واژه باید افزود که &amp;laquo;سنت&amp;raquo; عبارت است از: عادت&amp;not;ها و کنش&amp;not;هایی که از تجربه&amp;not;های اقوام و ملت&amp;not;ها نتیجه می&amp;not;شوند و درگذر تاریخ ثابت و بدون تغییر می&amp;not;مانند. در مفهوم قرآنی، بارها از &amp;laquo;سنه الله&amp;raquo; سخن رفته است و قرآن سنت&amp;not;های الهی را &amp;laquo;بدون تحول و بدون تغییر&amp;raquo; می&amp;not;داند.(&amp;rlm;) مرحوم دکتر سیدجلال&amp;not;الدین مجتبوی در ترجمه&amp;not;ی زیبای خود از قرآن مجید، سنت را &amp;laquo;نهاد&amp;raquo; ترجمه کرده است. و، نهاد در زبان فارسی، رفتارها، کنش&amp;not;ها و حتی تشکیلات و سازمان&amp;not;های اجتماعی هستند که در جامعه استوار شده اند و در آنها تغییری به&amp;not;&amp;rlm;وجود نمی&amp;not;آید. بنابراین، با توجه به معنی قرآنی سنت، می&amp;not;توان مورد نخست فرهنگ معین را &amp;rlm;&amp;rlm;چنین تکمیل کرد: سنت، راه، روش، سیرت، و طریقه&amp;not;یی است که همیشه ثابت بوده و در آن تحول و تغییری به&amp;not;وجود نمی&amp;not;آید. و اما هنر:&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;&amp;laquo;هنر&amp;raquo; در فرهنگ&amp;not;های فارسی کهن (فرهنگ واژه&amp;not;های اوستا و فرهنگ واژه&amp;not;های پهلوی، دکتر &amp;rlm;فره&amp;not;وشی) آن را ترکیبی از هو= خوب و نره= مرد می&amp;not;دانند و در این صورت هنر- نیک مرد، رادمرد، و یا جوانمرد؛ ولی در زیر آن نوشته اند: کمال دانش، تقوا، فضیلت، رادمردی و &amp;rlm;جنگاوری. لیکن، در ریشه&amp;not;شناسی واژه&amp;not;های مشترک زبان&amp;not;های هند و اروپایی: هنر را ترکیبی از &amp;rlm;هو= خوب+ &amp;rlm;ن (حرف ربط میان واژه&amp;not;یی) + &amp;rlm;آرا - کار در حد کمال، می&amp;not;دانند. و مرحوم معین &amp;rlm;در فرهنگ خود می&amp;not;آورد: &amp;rlm;- شناسایی همه&amp;not;ی قوانین عملی مربوط به شغلی و فنی، معرفت امری توام با ظرافت و ریزه&amp;not;کاری؛ &amp;rlm;- طریقه&amp;not;ی اجرای امری طبق قوانین و قواعد صنعت؛ &amp;rlm;- مجموعه&amp;not;ی اطلاعات و تجارب؛ و شاهدهایی آورده است، از جمله از گلستان سعدی:&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;&amp;laquo;توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی به خرداست نه به سال&amp;raquo; &amp;rlm;&lt;br&gt;
&amp;laquo;شناسایی قوانین&amp;raquo; و &amp;laquo;معرفت امری&amp;raquo; نمی&amp;not;توانند ثابت و بدون تغییر باشند زیرا شناسایی و &amp;rlm;معرف بخشی از فرهنگ بشری هستند و فرهنگ هرگز ثابت، بدون تغییر و بدون تحول &amp;rlm;نیست. فرهنگ تغییر می&amp;not;کند و تحول می&amp;not;یابد، و شاکله&amp;not;ی هر تغییر و تحولی ابداع و نوآوری، &amp;rlm;یا به عبارت دیگر، خلاقیت و آفرینشگری است. نوآوری و آفرینشگری دگرگونی ایجاد &amp;rlm;می&amp;not;کند و این دگرگونی است که تنوع آثار هنری را به وجود می&amp;not;آورد.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;می&amp;not;بینیم که سنت و هنر دو امر اجتماعی و فرهنگی هستند که یکی ثابت و تغییر و تحول&amp;not;ناپذیر است و دیگری برخلاف، همیشه درحال تغییر و تحول و ایجاد آثاری متنوع می&amp;not;باشد. پس، هنر نمی&amp;not;تواند سنت شودو یا سنتی گردد؛ با وجود این، سنت می&amp;not;تواند در شکوفایی هنرها سهیم باشد ولیکن خود نمی&amp;not;تواند هنر باشد. اما، در شرایط ویژه&amp;not;یی، یک اثر هنری می&amp;not;تواند به سنت تبدیل شود، بدین معنی که، در آغاز تکوین و پیدایش، آن اثری بوده است همراه با نوآوری، آفرینشگری و با ظرافت و ریزه&amp;not;کاری&amp;not;های لازم، که برای نخستین بار اجرا شده بود، ولیکن سپس، در دام تقلید و تکرار فرود افتاده و به پدیده&amp;not;یی ثابت و بدون تحول دگردیس گشته است، اکنون دیگر نمی&amp;not;توان آن&amp;not;را هنر نامید، مانند بسیاری از آثار که در اصطلاح عامیانه به &amp;laquo;صنایع دستی&amp;raquo; مشهور شده&amp;not;اند. در مورد فرش و گونه&amp;not;های مختلف آن: قالی، گلیم، جاجیم و غیره، نیز همین امر صادق ست.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;در فرش، دو ویژگی متفاوت وجود دارد: یکی آن&amp;not;که در قلمرو سنت است و آن صنعت &amp;rlm;بافندگی، ازفراهم-سازی امکانات، چله&amp;not;کشی، گره&amp;rlm;زنی، و ... می&amp;not;باشد که گونه&amp;not;های مختلف آن &amp;rlm;هزاران سال است بدون تغییر و تحول برجا مانده&amp;rlm;اند، و دیگری، طرح و رنک و نقش، که در &amp;rlm;قلمرو هنر است و تغییر و تحول&amp;not;پذیر است و باید هم چنین باشد. اگر طرح و رنگ و نقش هم &amp;rlm;همانند بافت ثابت بماند، انرا سنت&amp;not;گرایی گوییم و اگر در آنها نوآوری و آفرینشگری باشد و &amp;rlm;در مسیر تحول پیش رود، سنت&amp;not;گریزی است (که بسیاری اصطلاح سنت&amp;not;شکنی را ترجیح می&amp;not;دهند). بسیاری از سنت&amp;not;ها هستند که در حفظ و تداوم هویت فرهنگی و ملی یک قوم، و &amp;rlm;حتی، یک مرز و بوم، نقشی اساسی دارند وحفظ و نگاهبانی از آنها از اهم امور ست. بسیاری &amp;rlm;از سنت&amp;not;ها هم هستند که جزگریز از آنها گریزی نیست، و تداوم آنها به رخوت، سکون و واپس&amp;not;ماندگی ملتی منجر می&amp;not;گردد، و، متاسفانه فرش ایران هم اکنون دچار این &amp;laquo;سنت&amp;not;گرایی&amp;raquo; واپس &amp;rlm;&amp;rlm;مانده شده است، به عبارت دیگر، و خلاصه، هنر فرش ایران بیمار است (هرچند که ممکن &amp;rlm;است این سخن پذیرای بسیاری از تولیدکنندگان فرش و یا سنت&amp;not;گرایان این صنعت نشود)؛ گونه&amp;not;یی بیماری واگیر و فراگیر که، در برخی از تولیدکنندگان فرش به صورت &amp;laquo;افسردگی &amp;rlm;هنری&amp;raquo; (اگر بتوان چنین عنوان کرد)، دگردیس شده است، و نزد گروهی دیگر، درشکل تقلید &amp;rlm;ناشایست و نسخه&amp;not;برداری ضعیف از آثار ارزشمند گذشتگان آشکار می&amp;not;شود. برخی هم با &amp;rlm;برگردان کردن عکس&amp;not;های رنگی از بناها، منظره&amp;not;ها، اشخاص و ... بر روی دار قالی و بافتن آنها به هنر فرش لطمه می&amp;not;زنند و بیماری او را تشدید می&amp;not;کنند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;هنر فرش امروز ایران از حیطه&amp;not;ی هنر بودن بیرون شده &amp;rlm;و وسیله&amp;not;یی برای ثروت&amp;not;اندوزی و پروارکردن اقتصاد بیمارکشور است. سازمان&amp;not;های دولتی متولی صنعت فرش (و نه هنر فرش) ایران، طرح&amp;not;های استادان گذشته را تکثیر می&amp;not;کنند و به &amp;laquo;فرش سازان!&amp;raquo; می فروشند؛ رنگ&amp;not;های &amp;rlm;شیمیایی، (و در اصطلاح بافندکان: جوهری) را، انهم در یک ردیف &amp;laquo;رنگ پریده&amp;raquo; و بدون &amp;rlm;هویت رنگی ایرانی، در اختیار آنان می گذراند؛ برخی از سازمان&amp;not;های مسئول خامه&amp;not;های رنگ &amp;rlm;شده با رنگ&amp;not;های ویژه&amp;not;&amp;rlm;ی خودشان را تهیه می&amp;not;کنند ولی حاضر نیستند خود رنگ&amp;not;ها را در اختیار &amp;rlm;بافندگان بگذارند؛ برخی از &amp;laquo;نهاد&amp;raquo;ها هم کیفیت را فدای &amp;laquo;ارزانیت!&amp;raquo; می&amp;not;کنند: مدرسان و &amp;rlm;آموزندگان این هنر، ابتکار، ابداع و آفرینش را از نسل جوان دریغ می&amp;not;دارند و با تبلیغ ناخردمندانه از &amp;laquo;هنر سنتی!&amp;raquo; مشتاقان این هنر اصیل را به انجماد فکری رهنمون می&amp;not;سازند ...&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;اکنون چه باید کرد؟&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;آیا باید &amp;rlm;به سنت&amp;not;گرایی ادامه داد &amp;rlm;و یا لازم و ضروری است که از سنت پرهیز کرد؟ و یا تلاش &amp;rlm;نمود که در هر فرش تحول و تغییری ایجاد گردد تا از گردونه&amp;not;ی ست به بیرون افتد؛ آیا اگر طرح و رنگ دگرگون شوند، فرش دیگر فرش نیست و یا فرش ایران مال ایران نیست؟ آیا گل&amp;not;ها و گلچه&amp;not;ها، برگیا و یا به عبارت دیگر &amp;laquo;برگینه&amp;not;ها&amp;raquo;، گیاهان، جانوران، خمیده. خط&amp;not;ها و راست. خط&amp;not;ها، اگر تغییر کنند، دیگر آنچه که بودند نیست و یا هویت خود را از دست می دهند؟ آیا اگر اندازه&amp;not;ها، چه در تناسبات فرش&amp;not;ها و چه در نسبت&amp;not;های آذینه&amp;not;ها و آرایه&amp;not;های آنها تغییر کنند، فاجعه&amp;not;یی به وجود می&amp;not;آید؟ اگر آری، پس چرا در گذشته چنین نشده است و آن همه تنوع و خلاقیت در آنها پدید آمده؟ و اگر نه، بنابراین چرا طراحان فرش امروز به دنبال آفرینش&amp;not;گری، تنوع، &amp;laquo;دگرسازی&amp;raquo; و &amp;laquo;دگرآفرینی&amp;raquo; نیستند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;هویت ایرانی فرش یا به&amp;not;طور کلی &amp;laquo;فرشینه&amp;raquo;&amp;not;ها، در تکرار همان عناصر، آذینه&amp;not;ها و یا به&amp;not;طور اصطلاح مردمی &amp;laquo;گل&amp;not;های&amp;raquo; قالی یا چگونگی چینش آنها در گستره&amp;not;ی فرش نیست؛ و نوآوری در ساختن تک&amp;not;چهره&amp;not;ی فلان یا بهمان، و یا اجرای یک نقاشی،منظره و یا عکس با فن بافت گرهی، نیست. هویت ایرانی یک فرش، یک بافته، یک تقش و یک طرح در بهره&amp;not;مندی از همه&amp;not;ی ویژگی&amp;not;هایی است که در گذر هزاران سال چنان به هم پیوند خورده و متحول شده&amp;not;اند که به مجرد دیدن آن به دریافت هویت ایرانیش پی می&amp;not;برند و در هر کجای جهان باشد به نام ایران شناخته می&amp;not;شوند. بنابراین، هنرمند طراح:&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;فلک را سقف بشکافیم و طرحی دیگر اندازیم&amp;nbsp;
&lt;hr&gt;&amp;rlm;ا- فرهنگ فارسی معین، جلد دوم، ص. ۱۹۲۷.&lt;br&gt;
&amp;rlm;۲- &amp;laquo;سنت الله فی التی خلوا من قبل، و لن تجد لسنه الله تبدیلا&amp;raquo;؛ آیه&amp;shy;ی ۶۲&amp;rlm;، سوره&amp;shy;ی احزاب &amp;rlm;.&lt;br&gt;
و &amp;laquo;فلن تجد لسنه الله تبدیلا، و لن تجد لسنه الله تحویلا&amp;raquo;؛ آیه&amp;shy;ی ۴۳&amp;rlm;، سوره&amp;shy;ی فاطر ۵&amp;rlm;.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>سنت گرایی, طراحی فرش, سنت گریزی, هنر فرش</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>1</start_page>
	<end_page>10</end_page>
	<web_url>http://goljaam.icsa.ir/browse.php?a_code=A-10-708-5&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>حبیب اله</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آیت اللهی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>10031947532846001959</code>
	<orcid>10031947532846001959</orcid>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه شاهد</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>
