<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title>Iranian Journal of hand woven carpet</title>
<title_fa>نشریه علمی گلجام</title_fa>
<short_title>goljaam</short_title>
<subject>Art &amp; Architecture</subject>
<web_url>http://goljaam.icsa.ir</web_url>
<journal_hbi_system_id>1</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>admin</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn>2008-2738</journal_id_issn>
<journal_id_issn_online>2588-7351</journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi>10.18869/acadpub.goljaam</journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid>14</journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science>13</journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1385</year>
	<month>3</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2006</year>
	<month>6</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>2</volume>
<number>2</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<title_fa>سرمقاله: &quot;هنر فرش&quot; یا &quot;فرش هنری&quot; | سردبیر</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa></subject_fa>
	<subject></subject>
	<content_type_fa>فنی</content_type_fa>
	<content_type>Technical</content_type>
	<abstract_fa>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وقتی سخن از&amp;laquo;هنر&amp;raquo; به میان می&amp;not;آید به مفهوم رایج آن در فرهنگ ایرانی مقصود &amp;laquo;کار خوب در حد کمال&amp;raquo; است؟ &amp;laquo;کمال&amp;raquo; در فرهنگ اسلامی جامع جمال و جلال است، بنابراین در &amp;laquo;کمال&amp;raquo;، آفرینندگی، نوآوری، زیبایی، تناسبات، و .... نهفته است. مرحوم آیت&amp;not;الله شهید مرتضی مطهری بیان احساس را نیز برآن می&amp;not;افزاید، &amp;laquo;چون سخن از بیان احساس درماند، بشر زبان هنر را آفرید.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;&amp;laquo;آفرینندگی&amp;raquo; ازنیست، هست کردن، درحد نسبیت انسان هنرمند؛ و &amp;laquo;نوآوری&amp;raquo; تازگی و دگرگونی در هست کردن است؛ &amp;laquo;زیبایی&amp;raquo;؛ برخورداری از نسبت&amp;not;های خوب وخوشایند ذائقه و سلیقه انسان است؛ ونسبت&amp;not;های خوب یا &amp;laquo;تناسبات&amp;raquo;؛ نسبت&amp;not;هایی است که خداوند سبحان و آفرینشگر جهان و جهانیان در آفرینش کیهان وکیهانیان به ودیعه نهاده است. بنا بر گفته ویکتور هوگو شاعر و نویسنده نامدار فرانسوی در سده نوزدهم مسیحی: &amp;laquo;آفرینش هنری برای انسان همانند آفرینش آسمانها وزمین برای خداوند است.&amp;raquo;&lt;br&gt;
&amp;rlm;خداوند تبارک و تعالی در سوره&amp;not;ی &amp;laquo;مومنون&amp;raquo; به هنگام تشریح مراحل مختلف آفرینش انسان، خود را &amp;laquo;نیکوترین آفرینندگان&amp;raquo; می&amp;not;نامد، و حضرت عیسی علیه&amp;not;السلام از آفریدن پرنده&amp;not;ای از گل و دمیدن در آن و به پرواز درآمدنش، با اجازه خداوند، سخن می&amp;not;گوید. از این آیات چنین برمی&amp;not;آید که غیر از خداوند آفرینشگر، آفرینندگان دیکری نیز هستند که تنها با اجازه خداوند می آفرینند، و آنها پیاهبرانند (با اذن مستقیم پروردگار) وهنرمندانند (با اجازه غیرمستقیم او). و چون این آفرینش توسط &amp;laquo;انسان&amp;raquo; هنرمند انجام گیرد، &amp;laquo;بیان احساسی&amp;raquo; نیز هست.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;بنابراین، اگر فرش و انوع گوناگون آن، اثری است که به مدد هنرمند &amp;laquo;از نیست، هست شده است&amp;raquo; به مفهوم عام وکلی آن، &amp;laquo;هنر&amp;raquo; است و هنگامی که از نواوری و زیبایی و تناسبات خوب برخوردار باشد، و درمفهوم ویژه، درفرهنگ ایرانی &amp;rlm;&amp;rlm;هنر نامیده می&amp;not;شود.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;اما &amp;laquo;هنر فرش&amp;raquo;، غیر از &amp;laquo;فرش هنری&amp;raquo; است؛ زیرا فرش حامل و نتیجه تولید انسانی است و می&amp;not;تواند از معیارهای هنری یا &amp;laquo;هنر بودن&amp;raquo; برخوردار باشد&amp;laquo;و می&amp;not;تواند نیز، تنها و تنها حامل تولید انسانی باشد، هماند بسیاری دیگر از تولیدهای انسانی که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می&amp;not;گیرند و از هیچ&amp;not;گونه نوآوری و زیبایی برخوردار نیست و یا اگر به هنگام پدیدآیی آنها دارای آفرینندگی، نوآوری و ... بوده&amp;not;اند، به دلیل تکرار تولیدشان، بدون هیچ&amp;not;گونه دگرگونی و نوآوری، در گذر زمان به یک جسم عادی و حتی &amp;laquo;عاری از هویت هنری&amp;raquo; تبدیل شده&amp;not;اند.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;پس &amp;laquo;فرش هنری&amp;raquo; حامل تولید انسانی است و برخی از ویژگی&amp;not;های هنر را در بردارد؛ از جمله در آن نوآوری و تازگی در نقش و در رنگ است، زیباست و از نسبت های خوب برخوردار است اما &amp;laquo;آفرینش&amp;raquo; نیست، یعنی از نیست هست نشده است؛ ریشه در گذشته دارد، از سنت&amp;not;ها به نیکوترین وجهی بهره برده است و عناصر ترکیبی آن را می توان در فرش&amp;not;های دیگر، و به گونه&amp;not;ای دیگر و در ترکیبی دیگر یافت؛ اما بر اساس گفته ژرژ براک فرانسوی &amp;laquo;ترکیبی از شکل&amp;not;ها و رنگ&amp;not;ها در نظمی خوشایند است.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;البته &amp;laquo;هنر فرش&amp;raquo;، ریشه در گذشته ندارد؛ تکرار مکررات نیست، وعناصر ترکیبی خود را از آثار هنری دیگر به وام نگرفته است و نمی&amp;not;گیرد. &amp;laquo;هنر فرش&amp;raquo;، آفرینشی دیگر است؛ آفریده ذهن خلاق وآفرینشگر هنرمد آن است؛ همه چیز آن، عناصر ترکیبی&amp;not;اش خط&amp;not;ها و نقطه&amp;not;هایش، شکل&amp;not;های تصویری و یا تجریدی&amp;not;اش چگونگی چینش و ترکیب آن&amp;not;ها در پهنه فرش، همه و همه زاییده ذهن هنرمد است؛ بخشی از بی&amp;not;نهایت فضای ذهن اوست که در فضای دو بعدی پهنه فرش خلاصه شده است، به عبارت دیگر، تماما &amp;laquo;ازنیست هست شده است&amp;raquo;مهم نیست که با ماشین یا با ابزار فنی بافته شده است یا با دست، مهم نیست که گره&amp;not;بندی آن دو سویه باشد یا یک سویه، مهم نیست که پشت و رو یکی باشد یا متفاوت، مهم این است که از معیارهای &amp;laquo;هنر بودن&amp;raquo; برخوردار باشد و از زیبایی&amp;not;شناسی&amp;not;های برگرفته شده از فرهنگ و سنن ملی و بومی بهره&amp;not;مند شده باشد. البته واضح است که میان فرش دستبافت و ماشینی، با ویژگی&amp;not;های گفته شده، تفاوت فراوان وجود دارد که می&amp;not;توان استحکام بیشر نبود یکنواختی در فناوری آن و مهمتر از همه، وجود احساس هنرمند آفریننده وهنرمندان بافنده را در فرش&amp;not;های دستبافت یادآور شد، که این نقیصه &amp;laquo;هنر فرش ماشینی (اگر روزی فرا آید که آن را در قلمرو هنر منظور بداریم) است و درمانی هم برای آن نیست؛ زیرا معیارهای زیبایی&amp;not;شناسانه، آگاهی&amp;not;های برگرفته شده از طبیعت و از زندگی توسط یک ملت است، ولی بیان احساس، از روح برگرفته می&amp;not;شود و در دو انسان متفاوت به گونه&amp;not;های متفاوت متجلی می&amp;not;گردد. &amp;laquo;هنر فرش&amp;raquo; ماشینی، از آفرینندگی، نوآوری، زیبایی و تناسبات برخوردار است، زیرا &amp;laquo;هنر&amp;raquo; است، لیکن چون بار &amp;laquo;احساس&amp;raquo; &amp;rlm;ندارد، از &amp;laquo;زبان هنری&amp;raquo; بی&amp;not;بهره است.&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;rlm;هم اکنون پرسشی مطرح می&amp;not;شود؛ &amp;laquo;آیا باید از نو آفرید؟ یا به تکرار از آفرینش&amp;not;های گذشتگان تقلید کرد؟&amp;raquo; چون اگر فرش &amp;laquo;هنر&amp;raquo; باشد، باید و لازم است که مانند دیگر هنرها &amp;laquo;آیینه جهان نمای روزگار خوش و فرزند احساس آفریننده خود باشد&amp;raquo; و نه &amp;laquo;چهره غبار گرفته تاریخ گذشتگان.&amp;raquo; تحسین آثار هنری گذشته روا است، ولی تقدیس آن، در جهان هنر، &amp;laquo;کفر محض&amp;raquo; است و ناشایست. سنت&amp;not;ها می توانند اکنون و آینده را بارورترکند، ولی هنر نباید سنت شود، که اگر سنت شد، پویایی خود را از دست می&amp;not;دهد و تنها در تاریخ هنرگوشه&amp;not;ای خرد وکوچک برای خود ذخیره خواهد کرد. هنر پدیده&amp;not;ای انسانی و پویاست و از قلمرو آفرینش است و نه تقلید وتکرار در تقلید &amp;laquo;هنر فرش&amp;raquo; نیز باید پویا باشد، چون، اگر ایستا وتکراری شد، مرده&amp;not;ای ست که باید در گورستان هنر، نگارستان&amp;not;ها و &amp;laquo;موزه&amp;not;ها&amp;raquo; دفن شود.&lt;/div&gt;
</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>هنر فرش, فرش هنری</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>1</start_page>
	<end_page>6</end_page>
	<web_url>http://goljaam.icsa.ir/browse.php?a_code=A-10-708-3&amp;slc_lang=fa&amp;sid=1</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>حبیب اله</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آیت اللهی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>10031947532846001957</code>
	<orcid>10031947532846001957</orcid>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه شاهد</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>
