نویسندگان محترم توجه کنید برای انجام هرگونه پرداخت فقط و فقط از گزینه پرداخت صورتحساب در پنل کاربری استفاده کنید

 | تاریخ ارسال: 1396/10/25 | 

آخرین مقاله های پذیرفته شده (منتشر نشده)

بکارگیری روش گسترش عملکرد کیفیت فازی برای طراحی محصول در صنعت فرش دستبافت (مورد مطالعه : شرکت فرش دستبافت شهرستان قوچان)

امروزه افزایش رقابت در محیط کسب و کار بیش از پیش سازمان‌ها را به ارائه محصولاتی با کیفیت و مبتنی بر خواسته‌های مشتریان ترغیب می‌کند. در این میان صنعت فرش به عنوان یکی از با قدمت‌ترین صنایع ایران از این موضوع مستثنی نبوده و در سالیان اخیر توجه به خواسته‌های مشتریان و مشتری‌مداری را از اولویت‌های خود قرار داده است. یکی از روش‌های مناسب برای شناسایی دقیق انتظارات مشتریان، روش گسترش عملکرد کیفیت است. در همین راستا تحقیق حاضر در پی شناسایی و اعمال نظرات و خواسته‌های مشتریان در طراحی فرش دستباف است تا هر چه بیشتر با سلیقه و نیاز آن‌ها منطبق شود. برای تعیین انتظارات و خواسته‌های مشتریان و شناسایی الزامات طراحی و مهندسی از تیم تصمیم که شامل12 نفر از خبرگان و صاحبنظران فعال در زمینه بازاریابی و فروش، طراحی و مهندسی فرش با حداقل 15 سال سابقه کاری بهره گرفته شده است. سپس با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی، ارجحیت معیارها تعیین شد. پس از تکمیل ماتریس‌های خانه کیفیت، نتایج بیانگر این است که نیاز و خواسته‌هایی مثل نبود سرکجی و هماهنگی رنگ‌های فرش، دارای بیشترین اهمیت است. همچنین خروجی ماتریس طراحی محصول نشان داد که نخ پرز استاندارد و نخ تار استاندارد اهمیت زیادی دارد. علاوه بر این، گره زنی و پرداخت فرش مهمترین عملیاتی هستند که شرکت‌ها در جهت افزایش رضایت مشتری از فرش دستباف باید توجه ویژه به آن داشته باشند.
 

اکرم امیدوار پس حصار، امیرمحمد فکورثقیه، علیرضا پویا


زیبایی شناسی نقوش ذهنی خورجین های عشایری منطقه بختیاری

زیبایی شناسی فرش دستباف ایرانی بر گرفته از باور و درک زیباشناختی انسان ایرانی از نظام هستی است، فرش ایرانی در طی قرون متمادی از نظر تکنیک و زیبایی پا به پای فرهنگ و تمدن ایرانی رشد و توسعه پیدا کرده است، عنصر زیبایی را می توان بارزترین وجه فرش دستباف قلمداد کرد که سایر عناصر اعم از کیفیت، کارآیی، مقبولیت و شهرت، همه بر پایه آن استوارند. در مجموعه دستبافته­های کوچک عشایر بختیاری، خورجین ها از نظر الیاف و کاربرد و نقوش یک نمونه با ارزش محسوب می گردند. نقوش اینگونه دستبافته ها ذهنی بوده و مبتنی بر باورها و اعتقادات عشایر با کمک طبیعت شکل گرفته اند. این نقوش ذهنی خورجین های عشایر منطقه بختیاری دارای ویژگی های خاص و ارزش های بصری بر مبنای استفاده از طبیعت و زیبائی هایش از حیث طرح و رنگ می باشند و از آنجایی که تابع هیچ نقشه از قبل تهیه شده و سفارشی نبوده اند، جایگاهی برتر به خود اختصاص داده اند. این نقوش ذهنی بهترین سند برای بررسی و جستجوی اعتقادات و باورهای عشایر منطقه بختیاری در این پژوهش محسوب شده اند که؛ از گذشتگانشان به ارث برده و یا از طبیعت منطقه تأثیر گرفته اند. هدف این مقاله تبیین ویژگی ها و زیبایی های مستتر در نقوش ذهنی اینگونه دستبافته ها ست که این ویژگی و زیبایی های نقوش، جزئی از ویژگی ها و زیبایی های مجموعه (پشت و روی دستبافته، الیاف مختلف دستبافته، شیرازه و اتصالات دیگر دستبافته) دستبافته عشایری می باشد. سؤال اصلی مقاله بدین قرار است که نقوش ذهنی دستبافته­های عشایری بازتاب چه ویژگی های تجسمی است و جایگاه طبیعت و زیبائی هایش از حیث طرح و رنگ و ترکیب بندی در خلق نقوش ذهنی خورجین های عشایر منطقه بختیاری کجاست و چگونه نقوش ذهنی خورجین ها از طبیعت منطقه تأثیر گرفته و یا تجرید و انتزاع یافته‌اند. داده های پژوهش با استفاده از روش میدانی، مصاحبه و کتابخانه ای گردآوری شده اند تا بتوانند آنچه از ذهن بافنده عشایری با توجه به پیشینه قومی و طبیعت محیط زندگی اش نقش بر خورجین شده است کشف و استخراج گردد و سپس ثبت و دسته بندی شوند. با نگاهی دیگر وجود بجا و ناخودآگاه روابط صحیح عناصر تجسمی در ترکیب بندی های زیبای نقوش خورجین های عشایر منطقه بختیاری، خلاقیت بافندگان عشایر منطقه را با تأکید نگاه به طبیعت؛ به نمایش گذاشته است.
در نتیجه این پژوهش: دستیابی به یک دسته بندی کامل از انواع نقوش گیاهی، حیوانی، هندسی و تصویری با توجه به ابعاد گسترده فرهنگ و آداب زندگی عشایر بختیاری حاصل شده است. همچنین درصد و میزان استفاده بافندگان عشایر منطقه از الیاف بومی و سنتی نسبت به الیاف کارخانه ای به دست آمده است و در ارتباط با میزان استفاده بافندگان عشایر بختیاری از رنگ های سنتی و گیاهی نسبت به رنگ های شیمیایی، این پژوهش نتایج قابل توجهی  را به همراه داشته است. نکته مهمتر از نتایج تحقیق در اینگونه دستبافته ها، تأثیر ابعاد و کاربرد آنها بر نقوش دستبافته ها می باشد.
 

علیرضا خواجه احمد عطاری، اردشیر بروجنی، محمد تقی آشوری


گونه‌شناسی نقش‌مایه‌های طبیعی گلیم کرمانجی

قوم کرمانج شمال خراسان، از اقوام فعال ایران در کار آفرینش گلیم هستند و این هنر یکی از مهم‌ترین تولیدات خانگی آنان به‌شمار می‌رود. این پژوهش توسعه‌ای، پس از بررسی صد و سی نمونه گلیم کرمانجی (40 نمونه از ساکنین روستاهای کرمانج‌نشین خراسان شمالی، 36 نمونه از بین عشایر کرمانج و 54 نمونه نیز در مجموعه‌های تاجران و فروشندگان فرش در بجنورد، قوچان و مشهد) و استخراج نقش‌مایه‌های برگرفته از طبیعت آنها، تلاش دارد به گونه‌شناسی این نقش‌ها و بررسی شیوه‌های ترکیب‌بندی آنها بپردازد. داده‌های کیفی واکاوی‌شده در این نوشتار به دو شیوه میدانی و اسنادی یافته‌اندوزی شده‌اند. نقش‌مایه‌های گلیم کرمانجی را از نظر موضوعی می‌توان در چهار گروه تقسیم‌بندی نمود: 1. نقش‌های طبیعی، 2. نقش‌های برگرفته از ابزار و وسایل زندگی، 3. نقش‌های انتزاعی، 4. ریزنقش‌های هندسی؛ که بیشترین شمار و گوناگونی را در این میان نقش‌مایه‌های طبیعی دارند. وابستگی زندگی کرمانج‌ها به عوامل جغرافیایی و شرایط زیست‌محیطی، طبیعت را در ذهن ایشان بدل به کنشگری قهار و سترگ ساخته و به نیروهای آن نقشی اسطوره‌ای بخشیده است. نقش‌مایه‌های طبیعی در گلیم کرمانجی خود در سه گروه جای می‌گیرند: 1. نقش‌های جانوری که به سه شیوه شمایلی، برساخته و نمادین بازنمایی می‌شوند (همچون: طاووس، مرغابی، دم‌جنبانک، مریشک، دیک، عقاب، هوپ‌هوپ، ده‌وه، جیران، به‌ران، گوجی، به‌زن‌نیری، منیگ، چووچک، گال، ری‌وی، چاکل و چاکلی‌نکل‌خار و چاگل‌شقه، و کاووک) 2. نقش‌های گیاهی (همچون: گل، دار، مه‌ره، و پرک) 3. نقش‌های برگرفته از پدیده‌های طبیعی (همچون: چیک، گانی و خارخارک). بافنده کرمانج در چیدمان نقش‌ها بر گستره گلیم نیز از ارتباط خود با طبیعت الگو گرفته. اکثر نقش‌های زمینه دارای موضوعاتی است که ارتباط مستقیم‌تری با زندگی روزمره او دارند، در حالی که نقش‌های تکرارشونده حاشیه، از طبیعت پیرامون زندگی ایلیاتی یا از انگاره‌های نمادین و ذهنی الهام گرفته شده است.

آیگین مردانی، صدرالدین طاهری


بازآفرینی و شیوه های طراحی نقوش در گلیمچه های متکازین

گلیمچه های روستای متکازین علاوه بر فراوانی نقش، ذهنی باف بوده و دارای ساختاری ساده هستند. تنوع نقوش حیوانی و گیاهی و اشکال هندسی غیر قابل فهم و ایجاد طراحی خلاق به هنگام ترسیم نقوش در حاشیه و متن و شیوه اقتباس بافندگان از طبیعت و محیط زندگی و بازنمایی مجدد تصاویر، موجب تنوع طرح ها در شیوه ترسیم نقوش شده است ضمن آن که خطوط و کنش های بصری و درونی، به ارزش بصری آن افزوده است. هدف از تحقیق، دست یابی به شیوه های طراحی در روند بازآفرینی نقوش و ارزش های بصری است. در راستای پژوهش به این سولات پاسخ داده شده است که در روند بازآفرینی نقوش در گلیمچه های متکازین، انواع شیوه های طراحی چگونه انجام گرفته و ارزش های بصری نهفته در این نقوش چگونه است؟ برای مطالعه و بررسی، تعداد 8 نمونه اصیل از گلیمچه ها گزینش شده و به روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و به شیوه میدانی و مصاحبه مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در راستای بازآفرینی تصاویر، دو شیوه واقع گرایانه و انتزاعی آشکار شده است. نقوش واقع گرایانه به دلیل اقتباس مستقیم از طبیعت، عاری از هرگونه بازآفرینی خلاق و ارزش بصری است در حالیکه در روش انتزاعی، نقوش به دو شیوه چکیده نگاری و انتزاع ناب ترسیم شده اند. در شیوه چکیده نگاری، ساده سازی نقوش مشاهده شده و با اندکی تامل و اندیشه برای مخاطب قابل فهم است و البته ارزش بصری موجود در کیفیت و ارتقاء طرح ها موثرند. در شیوه انتزاع محض (زبده گزینی)، نقشمایه ها در فرآیند بازآفرینی، به شیوه بنیادی و مبتنی بر جوهره درونی اشکال طرح شده اند و ارزش بصری نهفته در طرح ها مبتنی بر نوعی زیبایی شناسی بوده و به سادگی قابل مفهوم نیست.
 

مریم شیخ زاده، محمد اعظم زاده


بررسی برهمکنش عوامل بازارهای هدف صادراتی فرش دستباف ایران با استفاده از دیمتل فازی

فرش مهم‌ترین کالای صادراتی غیرنفتی کشور است؛ اما به دلیل وجود تحریم، شرایط جدیدی برای ایران حاصل شده و این صنعت دستخوش تغییراتی گشته است و برخی از بازارهای خود را از دست داده و امکان صادرات محدودتر شده است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر انتخاب بازار صادراتی فرش دستباف ایران است. در این راستا پس از شناسایی معیارهای مؤثر بر انتخاب بازار هدف فرش دستباف ایران با استفاده از طیف لیکرت، معیارهای دارای اهمیت کمتر با بهره‌گیری از روش فریدمن حذف می‌شوند. سپس با استفاده از تکنیک دیمتل فازی، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متقابل معیارها بر یکدیگر محاسبه ‌شده و درنهایت عوامل تأثیرگذار بر انتخاب بازار هدف صادراتی فرش دستباف تعیین می¬شود. نتایج این مطالعه نشان داد که عوامل محیط قانونی، ثبت قانونی اسامی و طرح‌های ایرانی، تولید ناخالص داخلی، سلایق بازار هدف، صادرات از طریق اعتبار اسنادی بانکی و کیفیت مورد انتظار، به ترتیب اثرگذارترین عناصر بر سایر عوامل می¬باشند.

حمزه امین طهماسبی، آرزو سلطونی، سیدمرتضی هاتفی


چگونگی کاربرد حاشیه در مفروشات (پرزدار و فاقد پرز) ایران تا ابتدای ورود اسلام

حاشیه به‌عنوان یک مولفه اصلی در فرش‌های ایرانی، قابی مُصوّر و تزئینی است که در دورتادور دستبافته تعبیه شده است. حضور و ضرورت استفاده از حاشیه در مفروشات ادوار مختلف تاریخی، نکته قابل تاملی است که می‌توان بواسطه آن استقلال عناصر ساختاری موجود در ابتدایی ترین نمونه‌ها را شناسایی نمود. به‌منظور بررسی حضور حاشیه و چگونگی آن در تولیدات متعلق به ادوار قبل از اسلام می‌توان پاسخ‌گویی به دو پرسش زیر را مدنظر قرار داد:
اجزای نقوش، ابعاد و اندازه  آن در حاشیه‌ها با متن مفروشات بررسی شده از چه روابطی با یکدیگر برخوردارند؟
جایگاه حاشیه در قدیمی‌ترین نمونه‌ها بالاخص فرش‌های گره‌خورده پرزدار چگونه است؟
گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر بر پایه داده‌های کتابخانه‌ای بوده و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. با مطالعه منابع مختلف نظیر مکتوبات، تصویر فرش های منعکس شده در دیگر هنرها و بررسی معدودی از دستبافته‌های برجای مانده به‌نظر می‌رسد، وجود حاشیه در نمونه‌های (پرزدار و فاقد پرز) ادوار قبل از اسلام مسجل گردید. تناسبات میان حاشیه و زمینه فرش‌ها در نوع نقش مایه‌ها، اندازه و تناسبات موجود در آن نسبت به زمینه بررسی شد؛ جامعه آماری در این پژوهش دستبافته‌های متعلق به قبل از اسلام است که موارد قابل مطالعه 6 نمونه پرزدار و فاقد پرز هستند. فرش پازیریک به‌عنوان قدیمی‌ترین نمونه، از روابطی بصری و هماهنگی کامل نقش در حاشیه و زمینه برخوردار است و این نکته در تولیدات دوره ساسانی کاهش یافت. تناسبات ابعادی حاشیه و زمینه فرش پازیریک با اصول طراحی امروزین حاشیه در فرش فاصله دارد، اما در نمونه‌های ساسانی این اصول قرابت بیشتری با قواعد کنونی دارند. کیفیت‌های بصری در فرش پازیریک می‌تواند به حضور حاشیه در تولیدات هنری با بن‌مایه اعتقادی و  فرهنگی اشاره داشته باشد. اما در دوره ساسانی جایگاه حاشیه به میزان یک قاب تزئینی فاقد کیفیت های بصری تقلیل می‌یابد.

رضوان احمدی پیام، عفت السادات افضل طوسی، مهدی کشاورزافشار


بررسی رابطۀ میان نقش و هندسه فرش ایرانی و هندسه و تناسبات فضای داخلی خانه، نمونه موردی: خانه‌های دوره قاجاریه و پهلوی شهر تهران

نشانه­های تطبیق میان معماری و فرش ایرانی از منظر هندسه و تناسبات وجود دارد مبنی بر اینکه ابعاد فضای داخلی خانه و ابعاد فرش ارتباط تنگاتنگی با هم داشته­اند. توجه به فرش در دو بعد طرح و ابعاد هندسی به عنوان عاملی مهم در شکل­گیری ابعاد فضای داخلی خانه ایرانی بوده است. این پژوهش بر آن است با مطالعه رابطه میان نظام شکل گیری فضا­های داخلی خانه (در دوران قاجار و اوایل پهلوی در تهران را)  و ابعاد و هندسه فرش ایرانی را رمز گشایی نماید. در این راستا از روش توصیفی تحلیلی با تکیه بر فن تحلیل داده­ها و همینطور مطالعات میدانی-کتابحانه­ای استفاده گردیده است. جامعه آماری تناسبات شاخص فرش در نواحی مختلف ایران شناسایی، سپس در تناسبات پلان خانه­ها مورد ارزیابی قرار گرفته­اند. با استفاده از فرمول کوکران 30 نمونه از خانه­های تهران دورۀ قاجار و پهلوی در بافت تاریخی تهران به صورت تصادفی انتخاب گردیده­اند که بتواند به درجه اطمینان یا دقت احتمالی مطلوب به سوالات پژوهش پاسخ دهند. دستور زبان­های هندسی، سامانه­های تولید کننده­ای هستند که بر پایه مجموعه­ای از قاعده­های هندسی به طراحی منجر شده و بر مبنای قواعد هندسی کار می­کنند. روش شناسی قوانین، تأویل پدیدار شناسی خانه­های دوره قاجاری با روش ماکس ون­منن است فلذا، کیفیت خانه­های قاجاریه در این مقاله به عنوان یک پژوهش پدیدار شناسی بر مبنای تجربه زیسته در خانه­ استوار است. نتایج حاصل از تحلیل نمونه­های موردی خانه­های­ دوره قاجاریه و پهلوی شهر تهران نشان می­دهد که در بیشتر خانه­های تهران ابعاد اتاق­ خانه­ها براساس (تناسبات طلایی ایرانی و یونانی)، (تناسبات بر اساس تزیینات سقف)، (تناسبات بر اساس ابعاد رایج فرش، با محاط شدن کف اتاق بر ابعاد فرش) غالب بوده، در اوایل دوران قاجار شکل­گیری اتاق خانه­ها بر اساس تناسبات طلایی ایرانی بوده سپس در اواخر دوران قاجار و دوران پهلوی تناسبات فرش به عنوان معیار اصلی شکل­گیری خانه­ها تأثیر گذار بوده است.

سجاد بشیری، فریبرز دولت آبادی


تحول جایگاه اجتماعی زنان قالیباف منطقه سلطان‌آباد تحت تاثیرفعالیت شرکت زیگلر

سلطان­آباد نام یکی از مناطق مشهور قالیبافی ایران است که بعدها به اراک تغییر نام یافت و در گذشته فرش­هایی به سبک روستایی در این منطقه تولید می­شده است. در دوره قاجار با فراهم آمدن زمینه فعالیت شرکت­های چندملیتی مانند زیگلر در این منطقه، سلطان­آباد به یکی از قطب­های تولید و صادرات فرش ایران تبدیل می­شود. این روند موجب تغییر سبک قالی این منطقه از روستایی به شهری می شود و شیوه تولید از تولید برای خود(خودفرمایی) به تولید طبق سفارش (کارفرمایی)تغییر پیدا می‌کند. در این میان زنان که وظیفه بافت این قالی­ها را به عهده داشته­اند با رونق بازار فرش منطقه خود، نقش اقتصادی و اجتماعی جدیدی می­یابند.
 اما برخلاف رشدی که باتوجه به رونق اقتصادی و اشتغال و درآمدزایی برای قالیبافان انتظار می­رفت، این تحولات، تاثیراتی متفاوت بر قالیبافی این منطقه و در نتیجه جایگاه اقتصادی و اجتماعی زنان قالیباف سلطان­آباد برجای می‌گذارد. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به جستجوی آن­ تأثیرات پرداخته شده است نتایج نشان می‌دهد در مسیر گذار از خویش بافی(خودفرمایی) به سفارش بافی(کارفرمایی)، آزادی و احساس زن قالیباف را نسبت به رنگ­پردازی و نقش­اندازی قالی خود نادیده گرفته و اختیار وی در خلق و آفرینش قالی­اش از وی سلب شده است میتوان اینگونه بیان کرد که تحولات اجتماعی و اقتصادی این دوره نهایتا منجر به عدم تحقق حقوق اقتصادی و اجتماعی زنان قالیباف این منطقه و تنزل شأن ­اجتماعی حرفه قالیبافی شده است که کم و بیش تاکنون ادامه دارد.

سمیه صالحی، حجت اله رشادی، حسین نوروزی قره قشلاق


مطالعه نقوش بومی پشتی های شهرستان گناباد در دوره معاصر

پشتیها، بافته‌های پرزدار کوچکی هستند که پس از بافت،  آماده‌شده (با الیافی مانند پنبه یا پرز قالی پر می‌شوند)و به‌عنوان تکیهگاه در پذیراییها مورداستفاده قرار میگیرند. به علت فقدان تحقیقات جامعی درباره آثار داری بافته‌شده در شهرستان گناباد این مقاله با شیوه پژوهشی-توصیفی باهدف رسیدن به دسته‌بندی و بازشناسی نقوش پشتی­­های گناباد و پژوهش در معنا و مفهوم آن‌ها به بررسی این آثار پرداخته و نقوش بکار رفته بر آثار این منطقه را مورد واکاوی قرار داده است. تلاش شده است پس از انجام مطالعات کتابخانهای و میدانی پاسخی برای این سؤال یافت شود که چه طبقه­بندی می‌توان برای آثار بافته‌شده در قالب نقوش محلی ارائه داد؟ نقش فرهنگ، آداب‌ورسوم و سنت‌های رایج بر روی این آثار چیست؟ یافته‌ها نشان می‌دهد علاوه بر نقوش بلوچ، عرب و ترکمن که ره‌آورد مهاجرت، تهاجم و یا کوچ بدین خطه از خراسان بوده، نقوش محلی برگرفته از آداب و باورها و اقلیم منطقه، نقش بسزایی در این بافته‌ها دارد. نقوش محلی را می‌توان در پوشش گیاهی اقلیم مانند گل‌های وحشی،  محمدی، زعفران و لاله و نیز گندم و جو جستجو نمود. از درختان به سرو، کاج و بید مجنون اشاره کرد که همگی نقوش گیاهی نمادی از استقامت، زیبایی و آرزوی برکت و روزی‌اند. نقوش جانوری در قالب بز، آهو و قوچ نشانه سرسختی و استواری و شیر نمادی از آیین مذهبی عاشوراست. در پرندگان می‌توان خروس و کبوتر را نشانه سحرخیزی و پیام‌رسان در مردم خطه کویر دانست اگرچه کبک، قرقاول، گنجشک و ... نیز مشاهده شدند. نقوش انسانی در جایگاه پیشه و کار مردم، اعتقادات و آرزوی خوشبختی برای نوعروسان بر پشتی نقش زده‌شده‌اند.

علیرضا شیخی، مهری طاهری مقدم نوقابی


بررسی گلیم (پِلاس) روستای آقداش در بستر فرهنگی منطقه

در روستایی مرزی و دورافتاده به نام آقداش از توابع شهرستان کلات نادری در استان‌ خراسان رضوی، گلیمی ذهنی بافته می‌شود که روستاییان این منطقه آن را "پِلاس" یا "پالاس ترکی" می‌نامند. بافتن این پلاس توسط زنان روستا با وجود 170 دستگاه بافت فعّال در روستایی با 167 خانوار جمعیت، نشان‌دهنده فرهنگ زنده رایج در روستا است. با توجّه به شهرت جهانی دست‌بافته‌های ایران و سبک‌های متفاوت بافت در مناطق گوناگون، شناسایی طرح‌، نقش و معرفی تکنیک بافتِ این نوع دست‌بافته‌ از ضرورت‌های تحقیق در این زمینه است. نقوش ذهنی همواره ارتباط مستقیم با فرهنگ خاستگاه داشته و از بین رفتنِ تدریجی آن‌ها از آسیب‌های امروزی تولیدِ گلیم است. به این ترتیب، گردآوری و ثبت این نقوش بسیار اهمّیّت دارد.اما نقوش پلاس های روستای آقداش کدام­اند و در فرهنگ روستا چه معنا و مفهومی دارند؟ این تحقیق، با هدفِ یافتن ارتباط مفاهیم نقوش این گلیم با فرهنگ رایج در روستای آقداش صورت پذیرفته و با توجّه به اهمیت تغییر سریع سبک زندگی و اهمّیّت بوم‌شناسی در سال‌های اخیر، مطالعات خرده‌فرهنگ‌ها و شناخت بوم‌های متفاوت در بستر فرهنگی مناطق، شناساندن گلیم آقداش از دیگر هدف‌های این پژوهش است. روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است. اطّلاعات پژوهش علاوه بر مطالعات اولیه کتابخانه‌ای از نتیجه گفت‌‌وگو با اهالی روستا و مشاهده فراهم شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در بیشتر نقوش، از عناصر طبیعت روستا و حیوانات استفاده شده‌است که ارتباط مستقیم با زندگی مردم روستای آقداش دارد و شرایط اقلیمی و جغرافیایی منطقه و شکل­گرفتن یک خرده فرهنگ در گذشته، از عوامل محیطی استمرار بافتِ گلیم آقداش بوده‌است.
 

زهرا حسین آبادی، وحیده صائبی




   
دفعات مشاهده: 1819 بار   |   دفعات چاپ: 346 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گلجام؛ نشریه علمی فرش دستباف است.

بازنشر اطلاعات: استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد است.

© 2015 All Rights Reserved | goljaam, Scientific Journal of Handmade Carpet

Designed & Developed by : Yektaweb