نویسندگان محترم توجه کنید برای انجام هرگونه پرداخت فقط و فقط از گزینه پرداخت صورتحساب در پنل کاربری استفاده کنید

چکیده شماره 14

خورجین و گونه‌های مختلف آن در استان چهارمحال و بختیاری
فرانک کبیری
 کارشناسی ارشد صنایع دستی و هنرهای سنتی، عضو هیئت علمی دانشکده هنر دانشگاه شهرکرد

چکیده
نگارنده در حین جمع‌آوری اطلاعات در زمینه گلیم‌بافی «استان چهارمحال و بختیاری»[1] با این نکته روبه‌رو شده که آنچه با نام عمومی «خورجین» ‌شناخته می‌شود از لحاظ ابعاد و کاربرد به سه دسته کوچک، معمولی و بزرگ تقسیم می‌شود و عبارت است از: خورجین‌های کوچک در ابعاد 25×50 سانتی‌متر که در هر دو قسمت «چهارمحال» و «بختیاری» و برای نگهداری اشیاء و وسایل قیمتی، اسناد و مدارک و وسایل شخصی بانوان بافته می‌شوند. خورجین‌های معمولی در ابعاد 50×100 سانتی‌متر که برای حمل خوراک، وسایل و ابزار معمولی یا مرتبط به‌شغل اشخاص، بیشتر توسط اهالی شهرستان‌های شهرکرد و بروجن - که در حوزه «چهارمحال» واقع هستند - تولید می‌شوند. لازم به‌ذکر است که بافت این نوع خورجین در شهرستان بروجن بیشتر توسط «قشقایی»ها[2] انجام می‌پذیرد. خورجین‌های بزرگ معمولاً در ابعاد 100×150 سانتی‌متر بافته می‌شوند و برای جابه‌جایی بارهای زیاد، لباس‌ها و رختخواب‌های کم‌حجم مورد استفاده قرار می‌گیرند و تولید آنها در انحصار بختیاری‌هاست. این دست‌بافته‌ها بیشتر با شیوه گلیم‌باف ساده ایجاد شده‌اند ولی در بافت برخی از آنها از شیوه‌‌های پرز‌بافی و نوع خاصی پیچ‌بافی مخصوص این استان که به «رندی»[3] یا «سوزنی» موسوم است نیز استفاده شده که حائز اهمیت است. این تولیدات زیبا از لحاظ نقش‌اندازی نیز دارای نقوشی هستند که بیشتر یا برگرفته از عقاید و آداب و رسوم هستند، یا با تأثیرپذیری از محیط اطراف بافنده خوش‌ذوق و یا با به‌کارگیری نقوش هندسی ایجاد شده‌اند. اما آنچه حائز اهمیت است جدای از مسئله مالکیت و حفاظت از مال و اموال و تولید وسایلی که چنین احتیاجاتی را برطرف می‌سازند، رنگ‌بندی زیبا و نقوش خارق‌العاده این محصولات است که هر بیننده صاحب‌اندیشه‌ای را به تفکر و تحسین وا می‌دارد. مسئله مهم هنر، سلیقه، فرهنگ و دید عمیق و زیباشناسانه هنرمندان گمنامی است که وسایل کاربردی روزمره را با ذوق خاص و وسعت نظرشان، تبدیل به کالاهای ارزشمند گنجینه‌ای کرده‌اند. مطالب این مقاله به ‌شیوه میدانی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری و به شیوه توصیفی- تحلیلی ارائه شده است.
Khorjin and its Various Types in Chaharmahal-va-Bakhtiari Province Faranak Kabiri MA in Handicrafts and Traditional Arts, Faculty Member for School of Art, Shahrekord University, Shahrekord Abstract During collecting information regarding “kilims” in Chaharmahal-va-Bakhtiari province, it was understood that whatever we recognize under the general term of “Khorjin” can be divided into three categories: small, normal and big ones as described below. (1) Small Khorjins (50×25 cm) which are weaved in both parts of province, i.e. Chaharmahal & also Bakhtiari. They are used for keeping expensive things and objects, documents and also women personal things. (2) Normal Khorjins (100×50 cm) which are weaved for caring foods, things and usual tools which are related to person's job. These Khorjins are produced by Chaharmahalies and Ghashghaies. (3) Big Khorjins (150×100 cm) which are weaved to displace large amount of loads, dresses and light beds. Just Bakhtiari people produce them. Most of these hand-woven items are produced with simple Kilim method, but for weaving some of them, people use pile techniques and some special and important weaving methods special to this province and known as “Rendi” and “Soozani”. From viewpoint of designing, these beautiful products have some designs which are originated from the beliefs and customs of these people or are produced by these tact weavers in the case of being impressed by surrounding environment, or by using geometrical drawings. Apart form ownership issue, safe-keeping and producing something that meet human's needs, the most important thing regarding them is their beautiful coloring schemes and wonderful drawings which delights their viewers.

 بررسی فرش‌های بازتاب یافته بر نگاره‌های‌ شاهنامه بایسنغری
دکتر علی‌اصغر شیرازی
استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده هنر، دانشگاه شاهد
 داود شادلو
کارشناس ارشد پژوهش هنر، دانشگاه شاهد

چکیده
در حالی که از دوره تیموریان فرش یا دست‌بافته کامل و سالمی به‌جای نمانده است که گواه و شناساننده نوع طرح و نقش و رنگ فرش‌ها در این دوره زمانی باشد، اما این دستبافته‌ها را می‌توان بر‌اساس گزارش‌های مختلف موجود در کتب تاریخی و سفرنامه‌های سیاحان و همچنین در نسخه‌های مصور شده بررسی کرد. لذا نگاره‌های فراوانی وجود دارد که بازتاب دهنده فرش‌هایی است که به‌نظر می‌رسد در دوره تیموریان بافته شده باشد. این نگاره‌ها در نسخه‌های متعددی برای شاهزادگان و هنر‌پروران تیموری، در کتابخانه سلطنتی با دقت و نظارت عالیه تهیه می‌شده و به کمک این نگاره‌ها امکان بازسازی یک فرش کامل فراهم می‌شود. یکی از این نسخه‌ها، نسخه منحصر به‌فرد شاهنامه‌ای است که به تاریخ 833 ه.ق. (1429 م.) در هرات و برای بایسنغر میرزا در کتابخانه سلطنتی تهیه شده و امروز به شاهنامه بایسنغری مشهور است. در مقاله پیش رو، به بررسی و تجزیه و تحلیل شش نگاره از این نسخه که فرش‌هایی در آن دیده می‌شود، پرداخته شده و تلاش می‌گردد طرح، نقش و رنگ این فرش‌ها شناسایی شود.[1] ماهیت این پژوهش توصیفی و تحلیلی بوده و ضرورت انجام آن آشنایی هنرمندان، طراحان و بازرگانان عرصه فرش با نقشه‌های گذشته و باز‌بافی این نقشه‌ها با نگاه و رویکرد به بازار امروز ایران و جهان است.
 A Study of Carpets Depicted on Paintings in Baysonghori’s Shahnameh Ali Asghar Shirzai Assistant Professor, Art Research Department, School of Art, Shahed University, Tehran Davood Shadlou MA in Art Research, School of Art, Shahed University, Tehran Abstract Regarding the design, pattern and color of Timurid carpets, although no sound and safe one of such period has been survived, there are so many paintings addressing the carpets that most probably have been produced in that time. These paintings are mostly accessible from various manuscripts that have been developed by Timurid princes and patrons. We can even reproduce a whole carpet by analyzing these paintings. One of such manuscripts was created in Harat in the royal library of Baysonghor Mirza under supervising of Ja’far Tabrizi and is dated back to 1429, namely “Shanameh-ye-Baysonghori”. In this paper we are going to analyze six paintings of the manuscript, and to determine the design, pattern, color and even designers of Timurid carpets. This research is descriptive-analytical in nature and its necessity is due to understanding the carpets of the past eras and introducing them to designers and artists of nowadays carpet industry.

 چگونگی ریشه‌یابی نقوش و طرح‌های موجود بر روی فرش‌های دست‌باف بر اساس مطالعات قوم‌باستان‌شناسی: مطالعه موردی منطقه سیستان
دکتر مهدی مرتضوی
استادیار گروه باستان‌شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
مهدی فلاح
کارشناس ارشد باستان‌شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
چکیده
قوم‌باستان‌شناسی یکی از راهبرد‌هایی است که به باستان‌شناسان برای بازسازی رفتارهای گذشته اعم از رفتارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره یاری می‌رساند. شاید این‌گونه بتوان بیان کرد که مهم‌ترین هدف قوم‌باستان‌شناسی درک گذشته از طریق مشاهده جوامع سنتی امروز است. به‌عبارتی باستان‌شناسان سعی می‌کنند با یاری گرفتن از این راهبرد میان گذشته که ایستا است و حال که پویا[1]، پلی ایجاد کنند و از طریق آن اقدام به بازسازی گذشته نمایند. البته باستان‌شناسان از این طریق قادر خواهند بود تا تصویری روشن از گذشته هنرهای سنتی جوامع امروز نیز ارائه دهند. شاید درک و فهم بهتر گذشته این هنرها به محققان این امکان را بدهد تا با پیشنهاد راهکارهای علمی و اقدامات مناسب و درخور راه حفظ سنت‌ها را نشان دهند. فرش دست‌باف که در جغرافیای فرهنگی ایران زمین رشد کرده از جمله هنر‌هایی است که در عین دارا بودن ویژگی اصالت و نوآوری، ریشه در هنرهای کهن این سرزمین دارد. هدف این مقاله این است که (1) با ارائه راهکارهای علمی مناسب، چگونگی درک پیشینه نقوش موجود بر روی فرش دست‌باف این سرزمین را مطالعه کند و (2) به درک بهتری از چرایی و چگونگی رفتارهای گذشته انسانی برسد. در واقع مقاله حاضر با یاری گرفتن از راهبرد قوم‌باستان‌شناسی پیشنهاد‌هایی را در جهت بهره‌گیری مناسب از رفتارهای گذشته مردم این سرزمین ارائه خواهد داد تا محققان فعال در حوزه فرش دست‌باف ضمن آگاهی از ریشه این هنر سنتی و آگاهی از نقاط قوت و ضعف موجود در زمینه این هنر، با اطلاعاتی بیشتر قادر به حمایت بهتری از این هنر ریشه‌دار گردند.
 The Process of Derivation of Designs and Patterns on Handmade Carpets on the basis of Ethno-archaeological Studies, Case Study: Sistan Region Dr. Mehdi Mortazavi Assistant Professor, Archaeology Department, University of Sistan and Baluchestan, Zahedan Mehdi Fallah MA in Archaeology, University of Sistan and Baluchestan, Zahedan Abstract Ethno-archaeology is one of the main approaches that could help archaeologists to reconstruct the past behaviors, including social, cultural, economical and political behaviors. It is interesting to state that the most important aim of ethno-archaeology is to understand the past through observation of modern conservative societies. On the other hand, based on this framework, archaeologists attempt to make a bridge between the past (static) and the present (dynamic). In fact, via this approach, archaeologists are able to clarify background of traditional arts of modern societies. Better understanding of background of these arts enables scholars to represent worthy scientific methods to protect the traditions. Handmade carpet, which has two distinguished characteristics, namely genuineness and innovation, has developed in the Persian cultural region and has its roots in the ancient arts of this vast region. The objective of this paper is two folded, firstly to present a worthy scientific method to detect process of derivation of designs and patterns on the handmade carpets, and secondly to understand “how” and “why” of human past behaviors. In fact, the present paper will present suggestions to exploit past human behaviors of this vast region. Consequently, scholars who are studying handmade carpets will be able not only to derivate designs and patterns of carpets, but they will also be able to support this deep rooted art.


بررسی طرح‌ها و نقوش قالی‌های قاجار موجود در موزه فرش ایران
 
طیبه صباغپور، کارشناس ارشد هنر اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس
دکتر مهناز شایسته فر
عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس
چکیده
 اغراق نخواهد بود اگر بگوییم هویت فرهنگی، هنری و حتی ملی ایران به‌نوعی با قالی ‌ایران عجین و مرتبط است. تاریخ قالی‌بافی، تاریخی پر افتخار و درخشان بوده است. اکنون نیز هنرمندان این رشته موفق نخواهند بود، مگر با اتکا به گذشته غنی و پربار این هنر و البته دمیدن روح خلاقانه در آثار. از این رو، شناخت دقیق گذشته و مسیری که طرح‌ها و نقوش قالی‌ها تاکنون پیموده‌اند، بخشی از وظایف پژوهشگران و محققان این رشته است تا با معرفی آن به جامعه فرش، هویت عظیمی را که گاه به بهانه نوآوری‌ها به فراموشی سپرده می‌شود، فرا یاد آورند. در این مقاله تلاش می‌شود بخش مهمی از تاریخ این هنر که به سلطنت قاجاریان باز می‌گردد، بررسی شده و ویژگی‌های خاص طرح و نقش در قالی‌های موزه فرش ایران معرفی گردد. تحقیق حاضر به‌روش توصیفی انجام گرفته و مطالب و تصاویر به روش کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری شده است. ظهور و رواج طرح‌های تصویری، گسترش طرح‌های بندی گلفرنگ و بندی بته‌ای، رواج نقوش گل رز، بته و ماهی‌در‌هم، طبیعت‌پردازی در ترسیم نقوش و سبک ساده و بی‌تکلّف، برخی از خصوصیات و ویژگی‌های قالی‌های قاجار را تشکیل می‌دهند.
Patterns and Motifs of Qajar Carpets in the Carpet Museum of Iran Tayebeh Sabaghpour MA in Islamic Art, Tarbiat Modares University, Tehran Dr. Mahnaz Shayestehfar Faculty Member for Tarbiat Modares University, Tehran Abstract It is not an exaggeration to say that Iran’s cultural, artistic and even national identity is to some extent related and tied with carpet. The history of carpet weaving is an honorable and glorious one. And today’s artists in this field would not be successful without relying on this rich and fruitful past and using their own creativity. Therefore, the scholars of this field have to closely examine and investigate patterns and motifs of carpets and introduce their findings to the carpet society. This way, they can recall us of a great identity which sometimes is being concealed in the shadow of innovations. Here the authors have tried to investigate an important part of the history of this art in the Qajar era and to introduce the especial characteristics of patterns and motifs in Carpet Museum of Iran. The method of this research is descriptive and analytical one and the data is collected by library-based and field study methods. Appearance and extension of pictorial patterns, extension of “Bandie Golfarang”, “Bandie Boteh” patterns, extension of "rose" ," Boteh" and "Mahi dar Ham" motifs, naturalism and simple and unassuming style are among the characteristics of Qajar carpets.


نشانه‌شناسی قالی محرابی: بازتاب معماری مسجد در نقش فرش
مهندس فرزانه فرشید‌نیک
 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران
 دکتر رضا افهمی
استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران
دکتر حبیب‌الله آیت‌اللهی دانشیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران
چکیده
 هنرهای سنتی گوناگون ایران را می‌توان بازنمایی معنایی واحد در صور گوناگون دانست. همه آنها به مفاهیمی مشترک دلالت دارند که آمیزه‌ای از باورهای ایرانی و اسلامی است. زبان این هنرها نمادین است و هنرمند در اثر خود با ابزار تمثیل متناسب با هر هنر سخن می‌گوید. طراحی قالی و هنر معماری را باید دو جایگاه تجلی نمادها در هنر ایران دانست. هدف پژوهش حاضر تمرکز بر قالی‌های محرابی به‌عنوان نقطه پیوند میان هنر معماری و طراحی فرش و نمایشِ نحوه تأثیر‌گذاری نمادهای کهن معماری بر طراحی نقوش تمثیلی فرش و نحوه جایگزینی و ترادف نمادهای دو هنر، برای نمایش مفاهیم واحد است. پژوهش حاضر به‌روش توصیفی و با رویکرد مقایسه نشانه‌شناسانه این دو هنر از بعد تصویری و تاریخی، به تعقیب جایگزینی عناصر معماری مسجد با نقوش گیاهی نمادین مورد استفاده در قالی‌های محرابی پرداخته است. بررسی این روند جانشینی از طریق بررسی شواهد موردی و نظریات محققان پیرامون بیان نمادینِ هنر ایرانی نشانگر آن است که نقش قالی محرابی که خود ریشه در ساختار سه‌گانه مهرابه‌های باستانی دارد، در سیر تحول خود برای تداعی فضای مسجد و عرش بر روی فضای محدود قالی، نگاره‌های گیاهی را جایگزین ساختارهای معمارانه مسجد نموده و مناره‌ها به‌واسطه ترادف تمثیلی و معنایی خود با درخت سرو، از آنجا که ریشه در زمین و سر بر آسمان دارند، به‌عنوان نمادی از پیوند میان زمین و آسمان جایگزین گشته‌اند، تا هدف هنرمند از هنر به‌عنوان نقطه اتصال میان زمین و آسمان را برآورده سازند.
Mihrabi Rugs Structure: Representation of Mosque Architecture in Rug Design Farzaneh Farshidi PhD Candidate for Art Research, School of Art & Architecture, Tarbiat Modares University, Tehran Dr. Reza Afhami Assistant Professor, Art Research Department, School of Art & Architecture, Tarbiat Modares University, Tehran Dr. Habib-o-llah Ayatollahi Associate Professor, Art Research Department, School of Art, Shahed University, Tehran Abstract Various Persian traditional arts can be understood as different aspects of a unique concept. All of them represent substantial meanings which root in both Islamic and Iranian beliefs. The symbolic language of these arts and the ability of being expressed in various arts let artists to choose proper methods for their work. Rug and architecture are the most important Persian arts and two aspects of Persian symbolic design methods. This paper tries to focus on Mihrabi rugs as a direct reflection of one of architectural components of mosque architecture in rug design as a suitable carpet for praying time. The paper intends to show how ancient and Islamic architectural symbols affect symbolic expression of these rugs and how these different arts show a homogeneous idea in terms of their own capacities. This study uses a descriptive method and a comparative semiotic approach from historical and iconographical viewpoint and traces the mosque architecture elements and symbolic plant designs of Mihrabi rugs. Paradigmatic process shows some evidences regarding designers’ efforts to represent triple structure of ancient Mithraism altars in the form of mosque space structures and heaven on the limited space of rugs by replacing a triple division of floral patterns instead of architectural structure of mosques in a symbolic way, so the middle tree represents the ancient tree of life and recalls the main dome and two cypresses with their roots in ground and their heads up to the sky are the symbols of minarets. This fulfills artist’s objective to demonstrate such rugs as mosques and linkage between heaven and earth.

بررسی تأثیر کیفی دستمال نقشه‌ها در طرح و نقش قالی‌های هریس
 
عبدالله میرزایی
 کارشناسی ارشد صنایع دستی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اسلامی
تبریز
چکیده فرش ایران بخش اصلی جنبه هنری خود را مدیون طرح و نقش خویش است. راه‌های انتقال این طرح‌ها بر روی فرش‌های بافته شده به طرق مختلفی از جمله استفاده از دستمال نقشه‌ها صورت می‌گیرد. دستمال نقشه‌ها به‌عنوان واسطه‌ای میان ذهن هنرمند طراح و دستان بافنده هنرمند عمل می‌نمایند. این طرح‌های روی پارچه علاوه بر نقش ذاتی خود به‌عنوان الگوهای بافت فرش‌ها، قدرت خیال و نقش‌پردازی بافندگان را بالا برده و با تنوع بخشیدن به تولیدات فرش منطقه در حفظ و تداوم میراث ارزشمند نقش‌مایه‌ها نقش محوری ایفا می‌کنند. رواج نقشه‌های شطرنجی جدید باعث کم‌رنگ شدن حضور دستمال نقشه‌ها در فرهنگ قالی‌بافی هریس شده و تنوع در طرح‌ها و نقش‌مایه‌های فرش را به‌شدت کاهش داده است.

 The Study of Qualitative Influence of “Plan Handkerchiefs” on Pattern and Motifs of Heris Carpet Abdollah Mirzaei MA in Handicrafts, Faculty Member for Tabriz Islamic Art University Abstract Iran’s carpet owes its basic part of artistic aspect to its own patterns and motifs. The transference of these patterns on woven carpets is done in different methods including “plan handkerchiefs”. Plans handkerchief acts as a mediator between the mind of the designer artist and the hands of the weaver artist. These patterns which are placed on cloths, besides their innate role as models for carpet weaving, increase the weavers’ designing and imaginative faculty and by giving variety to carpet productions of the region, play an important role in preservation and continuance of motifs as worthwhile heritage. The extension of new checkered plans has reduced the appearance of plan-handkerchiefs in Heris carpet weaving culture, and it has intensely reduced the variation of carpets’ patterns and motifs.

بررسی و تحلیل هندسی فرش‌های محرابی دوره صفویه
مهلا تختی
دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران
دکتر صمد سامانیان
 استادیار، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر، تهران
 دکتر رضا افهمی استادیار، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، تهران
چکیده
 این مقاله به بررسی و تحلیل هندسی نقوش فرش‌های محرابی دوره صفویه می‌پردازد. فرش‌های محرابی به‌عنوان گروهی از فرش‌های ایرانی، در دوره صفویه از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. روش بررسی بر مبنای ترسیم خطوط انتظام‌دهنده (رهنمونگر) اصلی در کادر بوده که در نهایت هدف از این تحلیل دست‌یابی به نقاط با اهمیت و پویا در ترکیب‌بندی طرح‌ها و یک هندسه صحیح در زیربنای این نقوش است. نتیجه این بررسی نشان می‌دهد که طراحان در گذشته با در نظر گرفتن هندسه به‌عنوان مبنای اصلی طراحی فرش‌ها، نقوش را بر بستری از هندسه ترسیم می‌کرده‌اند. در طراحی فرش‌های محرابی دوره صفویه نیز همانند سایر هنرها تناسبات ویژه‌ای در اندازه کادرها، عناصر به‌کار گرفته شده در آنها و همچنین بخش‌های درونی کادر به‌کار گرفته شده است. این مقاله به شیوه تحلیلی / توصیفی انجام شده است.
 Geometrical Study and Analysis of Mihrabi Carpets of Safavid Era Mahla Takhti MA Student in Art Research, School of Art, Tarbiat Modares University, Tehran Dr. Samad Samanian Assistant Professor, Faculty Member for the University of Arts, Tehran Dr. Reza Afhami Assistant Professor, Faculty Member for Tarbiat Modares University, Tehran Abstract This paper investigates and analyses geometry in Mihrabi carpet design in Safavid period. These carpets are very important group of Persian carpets in Safavid era. Analysis method is based on the main disciplinary lines in frames. The ultimate objective of this analysis is achieving principal and dynamic points in design composition and suggesting sound geometrical patterns underlying these designs. The conclusion was made that the past designers have turned to geometry as a principal base in carpet designing, and have drawn the designs on the basis of geometry. In designing Mihrabi carpets in Safavid period, just like other arts, special proportions were used in dimensions and some patterns were applied in designs.


کد امنیتی را در کادر بنویسید    
دفعات مشاهده: 2066 بار   |   دفعات چاپ: 728 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 138 بار   |   0 نظر


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گلجام؛ دوفصلنامه علمی-پژوهشی فرش دستباف می باشد.

بازنشر اطلاعات: استفاده از مطالب ارایه شده در این پایگاه با ذکر منبع آزاد می باشد

© 2015 All Rights Reserved | Quarterly Scientific-Research Goljaam

Designed & Developed by : Yektaweb